خداوندا ، #خداوندا تو هم یکبار عاشق شو
و بر گیر از لب میگون یاری بوس شرک آلود
تو هم در انتظار دلبری با ترس و لرز و بیم
سر آن کوچه یک ساعت بمان غمناک و اشک آلود
که از درد من و راز درون من خبر گردی
تو هم چون من به رسوایی میان مردمان گردی
وفا داری کرده و جور و جفایش را تحمل کرده ای
تا هستی تو جمله او گردد،چنین خو کرده ای
و بعداز آن در آغوش رقیبی مست و بی پروا
تماشا کن که تا بهتر بدانی حالت مارا
خداوندا تو هرگز نامه معشوقه ای خواندی
که بنویسد تویی دینم تویی جسمم تویی جانم
ولی فردا همان فردا که آغاز جدایی هاست
بگوید کن فراموشم نمیخواهم پشیمانم
خداوندا ، تو یک شب تیشه مردانگی بردار
و از ریشه بر افکن این درخت #عشق و مستی را
و خواهی دید با محو کلام #دوستت_دارم
تو خواهی داد بر باد فنا بنیاد هستی را
وز آن پس هر دلی را کردی از عشق بسی دلشاد
به او درس #وفا هم در کنار عشق خواهی داد