ابزار وبلاگ نويسي

۱۳۹۸ مهر ۲۸, یکشنبه

Eshgh💖

عشق را آموختم از بلبلی

#چون_بدیدم_رسم_عشقش_با_گلی


خار #گل چندی به پایش زد خراش
دم فرو بست ونکرد این نکته فاش

چون نسیم #عشق بر گل می وزید
آشیانی در کنارش برگزید

غرق شد در #عشق بازی با گل اش
گل شد او را صاحب #جان و دل اش

اندکی از راز #دل با گل بگفت
تاکه #شب شد در کنار #گل بخفت

#صبح دم گشت و ز خواب #خوش پرید
لیکن از عشقش نشانی را ندید

#دست_بی_رحمی_گلش_را_چید_و_برد
#چشم_خود_بست_و_از_این_غصه_بمُرد