۱۳۹۴ مرداد ۱۰, شنبه
بی تو❤
بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مردم
و خودمو به غم انگیزترین درد سپردم
تو که رفتی و رمیدی وگذشتی و رسیدی
من بجز حسرت واندوه ولی سهم نبردم
ودلت بود از این هجرت پردرد خبردار
مرگ بادم که فریب تو و لبخندتو خوردم
وعده کردی که مرا خسته و تنها نرهانی
من ولی تا صدمین روز بیاد تو شمردم
عشق تو❤
خواستي تا گله از اين غم جانكاه كنم
نفسي مانده مگر تا ز غمت آه كنم ؟
تو هماني كه بنا بود كبوتر كه شدم
سفري دور به همراه تو تا ماه كنم
امشب اما سر پرواز ندارم ، بايد
دستِ احساس تو را از دلم كوتاه كنم
بايد امشب بروم بر سر يك عشقِ دگر
شهر را از دردِ مانده یٍ عشقِ تو آگاه كنم !
۱۳۹۴ مرداد ۹, جمعه
الهی❤
اگر طاعت بسی نداریم در هر جهان جز تو کسی نداریم.
از پیش خطر و از پس راهمان نیست، دستمان گیر که جز تو پناهمان نیست.
دستمان گیر که دست آویز نداریم و عذرمان بپذیر که پای گریز نداریم.
ای دورنظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیک منظر
ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سرگشته
دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده.
کار آن دارد که با تو کاری دارد. یار آن دارد چون تو یاری دارد
او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد.
در سر گریستنی داریم دراز، ندانیم از حسرت گریستیم یا از ناز.
یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر وجان است.
یاور دلهایِ دردمند و تنهایی، بنواز که اینهمه بنده ی تنها داری.
بسلامتی❤
ولی یه سرهنگ با سه تا ستاره اش دهن عالم و ادمو سرویس میکنه.
میزنن آزادی آزادی
بچه ای از گرسنگی به هویج روی دماغش زل زده.
واسه اینکه دیوارش از همه کوتاهتره ، هیچوقت نگفت من
همیشه گفت بچه هام، همیشه از غمهامون شنید اما هیچوقت
از غمهاش نگفت ازسلامتیش برای سلامتی بچه هاش همیشه
گذشته، زندگی همراه با شادی و امید و مهربونی بهمون میده
هیچوقت خستگیشو به رخمون نمیکشه و ازش گلایه ای نمیکنه.
☀به سلامتی هرکس که دلش از یکی دوره!
☀ به سلامتی اون کسی که دردامو میدونه!
☀به سلامتی اون کسی که میدونه ولی همیشه ساکت می مونه.
نه " مومنی" که خود را از دیگران برتر می بیند ..
تو هستی توش، هم من
☀به سلامتی سه کس؛ زندونی و سرباز و بی کس؛
☀به سلامتی باغبونی که زمستونشو از بهار، بیشتر دوست داره؛
☀به سلامتی آزادی، بسلامتی زندونیای بی ملاقاتی...
☀به سلامتی پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه
یادمان باشد❤
ﺑـَﻌﻀـﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﺎ ﻋﯿﻦ ﺑـﺎﺭﻭﻥ ﻣـﯽ ﻣـﻮﻧﻦ
ﺍﻭﻟﺶ ﮐـﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻬﺖ ﻃﺮﺍﻭﺕ ﻣﯿﺪﻥ ﺷﺎﺩﯼ ﻣﯿﺪﻥ
ﻭﻟﯽ ﺁﺧﺮﺵ ...
ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﻮ ﺑﺎ ﮔِﻞ ﻭ ﺷﻞ ﯾﮑﯿ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﯿﺮﻥ
ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺻﻔﺖ ﺑﺎﺵ
ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺁﺧﺮﺵ ﮔِﻞ ﺑﺸﯽ ...!
☀
ﻃﺮف ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﯾﺎﺭﻩ...
ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺁﺭﻩ...
ﺍﺩﻋﺎﯼ ﭘﺎﮐﯽ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻩ.
☀
همه یادشون میمونه باهاشون چیکار کردی
ولی یادشون نمیمونه براشون چیکار کردی!
☀
از لحاظ قیافه ، آدمیـــم !
از لحاظ عاطفه ، عدمیــم !
☀
“معرفت” یه موقعی لباس رفاقت بود ،
الان “منفعت” جاشو گرفته
و، وقتی وارد می شوی لباست معرف توست
وقتی می روی حرفهایت
☀
در قرن ما تعریف عشق :
گره خوردن “تن ها“ست نه پیوند قلب♥ها !
☀
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .
دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .
به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد !
کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار میـــــــــــــله ها
با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم مانـــــــــــدن داد!
☀
۱۳۹۴ مرداد ۸, پنجشنبه
پسرم ❤
توی تنهایی شکستم بیا تکیه گاه من باش
دلم از غربت اینجا بی تو بدجوری گرفته
بیا می دونم که یادم هنوز از یادت نرفته
دل بِده به خواهش من ، دستامون نذار جداشه
دوباره منو صدا کن ببرم تا لب دریا
بی تو امروز رو نمیخوام ، برسون منو به فردا
طعمه ی خاک سیاه شه
من می خوام عکس من و تو
توی قاب کهنه باشه
پا بذار رو چشم خیسم
شیشه ی این شب و بشکن
نذار عمر این جدایی
برسه به مُردن من . .
زندگی❤
زندگی یک چمدان است که می آوریش
بار و بندیل سبک می کنی و می بریش
خودکشی، مرگ قشنگی که به آن دل بستم...
دستِ کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم!
گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم
به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم
گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم
قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است ........
قبل رفتن دو سه خط فحش بده، داد بکش!
هی تکانم بده، نفرین کن و فریاد بکش ...
قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم
طوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوم
من خرابم بنشین، زحمت آوار نکش
نفست باز گرفت، این همه سیگار نکش...
آن به هر لحظه ی تب دار تو پیوند، منم
آنقدر داغ به جانم ، که دماوند منم
توله گرگی، که در اندیشه ی شریانِ منی
کاسه خونی، جگری سوخته؛ مهمان منی
چَشم بادام، دهان پسته، زبان شیر و شکر
جام معجونِ مجسم شده این گرگ پدر ...
تا مرا می نگرد قافیه را می بازم
... بازی منتهی القا فیه را می بازم



