ابزار وبلاگ نويسي

۱۳۹۸ مهر ۲۸, یکشنبه

Eshgh💖

عشق را آموختم از بلبلی

#چون_بدیدم_رسم_عشقش_با_گلی


خار #گل چندی به پایش زد خراش
دم فرو بست ونکرد این نکته فاش

چون نسیم #عشق بر گل می وزید
آشیانی در کنارش برگزید

غرق شد در #عشق بازی با گل اش
گل شد او را صاحب #جان و دل اش

اندکی از راز #دل با گل بگفت
تاکه #شب شد در کنار #گل بخفت

#صبح دم گشت و ز خواب #خوش پرید
لیکن از عشقش نشانی را ندید

#دست_بی_رحمی_گلش_را_چید_و_برد
#چشم_خود_بست_و_از_این_غصه_بمُرد

۱۳۹۸ مهر ۹, سه‌شنبه

پسرم💖

پسر عزيزم واژه ها در وصف احساس مادرے عاجزند و من براے بيان عشقم بہ تو بايد از گذر گاه ديگرے بگذرم و بہ دنياے ديگر بروم دنياے كہ تو اكنون نوزده سالہ هست كہ در آني ...... سخت امااااااااااا واقعي... دنيایي كہ در آن صدايي نيست جز تپشهاے قلب معصومانہ ات در حوالي قلب عاشقہ من۔۔۔  دوستت دارم💕۔    هر روزیکہ میگذشت  شاهد بزرگ شدنت بودم.   هر روز به اندازه یکروز بزرگتر می شدے تا  انگشتان کوچکت بزرگتر و قوی تر شوند تا غم دنیا را محکم تر میان  آنها بفشارے ۔ تمامه این را لحظہ ها دور ازتو اما  در کنارت زندگی کرده ام . هر روز با خیال بودنت ک. .................


۱۳۹۸ تیر ۲۳, یکشنبه

زیباے من ۔۔۔۔۔

من بدهکار توام دلبندم
همہ روزھایکہ بر تو گذشتہ
لحظاتی کہ  قلبت  شکستہ
بدهکار توام روزهاے عمری را
کہ ازنبودنم رنجیده
یا در غروبِ دلتنگی اشکهایی کہ ریختی و آروم صدایم میزدہ


  من بدهکار توام اے زیباے من