چرا با من نمیسازی توای دنیای وارونه؟
چرا هیچی تو این روزا با رویاهام نمیخونه؟
چرا هیچی تو این روزا با رویاهام نمیخونه؟
چرا بامن نمیسازی؟ چیکار کردم که لج کردی؟
چرا نزدیک خوشبختی مسیرم رو تو کج کردی؟
چرا نزدیک خوشبختی مسیرم رو تو کج کردی؟
بگو چی عایدت میشه بگیری خنده از لبهام؟
چه خونسردی تو وقتی که پر اشکه دوتا چشمام!
چه خونسردی تو وقتی که پر اشکه دوتا چشمام!
تماشاکن که من بازم ، دارم بازی رو میبازم...
ببین که هر شب و هرروز چه با جبر تو میسازم...
ببین که هر شب و هرروز چه با جبر تو میسازم...
آهای دنیا که سهم من شده راهای بن بستت...
آهای ای سرنوشتی که شدم بازیچه ی دستت...
آهای ای سرنوشتی که شدم بازیچه ی دستت...
عروسک نیستم آروم بازی کن که جون دارم...
شکستم، یادگار ازتو دلی پر زخم و خون دارم...
شکستم، یادگار ازتو دلی پر زخم و خون دارم...