چه شده ای دل هوایش کردی؟
با دوچشم پر ازاشک صدایش کردی؟
مدتی بود که غافل شده بودم از #عشق
تو مرا باز گرفتار بلایش کردی؟
گفتة بودم که دلش معدن بی معرفتی ست
تو نشستی و دل خوش به وفایش کردی؟
بسته ام آغوش به رویش که از اینجا برود
سینه ام را تو چرا باز سرایش کردی؟
او به احساس تو میزند لگد و اماتو
سرمه چشم من از تربت پایش کردی؟
سعی کردم که فراموش کنم خاطره اش را
ببین هر خاطره ام را باز رهایش کردی؟
به تو ميگفتم از اول که عاشقی افسانه است
ساده دل!!!باز شکایت به خدایش کردی؟
بارها تجربه کردی که دعا بی اثر است
باز هم بر سر سجاده دعایش کردی؟
رفته او با رقبا سرخوش و خندان لب و مست
وای برتو که خودت را به #فدایش کردی؟