عشق را تن پوش جانم میکنی ،
چتری از گل سایبانم میکنی ،
ای صدای عشق در جان و تنم ،
آن سکوت ساده و تنها منم ،
من پر از اندوه چشمان تو ام،
آشنای دل پریشان تو ام،
آتش عشق تو در جان منست ،
عاشقی معنای ایمان منست،
کی به آرامی صدایم می کنی ،
از غم دوری رهایم می کنی ،
ای که در عشق و صداقت نوبری ،
کی مرا با خود از اینجا می بری ؟