در چشمهای خسته ات تکرار خواهم شد
عمری برای تکیه ات دیوار خواهم شد
می سوزم و می سازم و می خواهمت با عشق
آتش بزن ! در دست تو سیگار خواهم شد
در دردهای هر شب من مثل دارو باش
آخر از این بی همدمی بیمار خواهم شد
بی تو پر از تنهایی ام ! امّا نمی گویی
روزی از این کابوس ها بیدار خواهم شد
اصلاٌ به تو حق می دهم ، باشد.. نیا .. امّا !
دلخور نبودم از تو و این بار، خواهم شد
ناچار خواهم شد بگویم زندگی پوچ است
از زندگی با حسرتت بیزار خواهم شد
وحشت گرفته لحظه ها را لعنتی ! تا کی !؟
در چشمهای خسته ات تکرار خواهم شد؟