Sahar��mahdi
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه میل سخن داریم
آوار پریشانیست، رو سوی چه بگریزیم؟ هنگامه ی حیرانیست، خود را به که بسپاریم؟...
تشویش هزار «آیا»، وسواس هزار «اما» کوریم و نمیبینیم، ورنه همه بیماریم