ابزار وبلاگ نويسي

۱۳۹۴ شهریور ۹, دوشنبه

لعنت به خودم که خودم کردم ❤

دیر وقته کجا داری میری بی من
ببین چیا پشت سرت میگن

تو نبودت به چی فکر میکنم
اینکه تو نباشی به کی پیله کنم
این همه تعصب آخر به کجا رسیدم
باید عکستو تو گوشی رفیقم میدیدم ؟

کاش میدیدم اشتباهی
ولی بالاخره دیدمت اتفاقی
پیش هر نامرد یه شب خاطره ساختی
ولی از هیچکدوم نمونده رد پایی

یه اسفندی که خیلی احساسی بودم
تو زندگیت فقط من اضافی بودم ؟
پیش همه خندیدی ، پیشم اخمات تو هم
مگه من دنبال خنده ی اجباری بودم ؟

اصلا تو خوبی ، قبول باشه من بد
من رو اعصابم ، اصن من یه سردرد
ولی این زمونه دیدی چیکار کردش باهامون ؟
من یه خونه نشین و تو هم شدی یه شبگرد

از حالا به بعد دیگه جداست رامون
نمیاد صدای خنده هامون
تو ندونسته همه رو ول کردی رفتی
خراب شد زندگی هر دوتامون

دیدی بازم شکست قلب پُره دردم
لعنت به خودم که خودم کردم